مهرداد احمدی شیخانی - روزنامه اطلاعات: الان که دارم این یادداشت را مینویسم روز نهم جنگ است و فیلمی کوتاه دیدهام که مرا به یاد خاطرهای از روز دوازدهم جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه کشورمان در خرمشهر انداخت. به یاد دارم که بعد از ظهر دوازدهمین روز آن جنگ، تفنگم بر دوش، به سمت خانهمان میرفتم. خانهای که با وجود تخلیه مردم شهر طی آن مدت، هنوز مادرم در آن زندگی میکرد و با وجود بمبارانهای بیامان ارتش عراق، حاضر به ترک شهر نبود و میگفت من اینجا میمانم تا با همین حداقلی که از مایحتاج زندگی دارم، غذایی درست کنم، تا رزمندگان عبوری، لحظهای توقف کنند و لقمهای غذا و جرعهای آب به آنها بدهم؛ و همین شد که مادرم بین رزمندگان دفاع خرمشهر، بسیار عزیز و محترم شد.
آن بعد از ظهر، وقتی به خیابانی که خانهمان در آن قرار داشت رسیدم، ناگهان یک جنگنده میگ عراقی بر بالای شهر ظاهر شد که با سرعتی بسیار کم و در ارتفاعی بسیار پائین، بر فراز شهر پرواز میکرد و مدت زمان زیادی بر روی شهر به هر سو که میخواست میرفت. به نیمههای خیابان و نزدیک خانه رسیده بودم که آن جنگنده، از آن دور، بر فراز خیابان ما، با آهستگی تمام و در ارتفاع پایین حرکت کرد. ارتفاع آنقدر کم بود که وقتی به نزدیکی من رسید، میتوانستم خلبان آن را ببینم. تفنگم بر روی دوشم بود و مطمئنم اگر اراده میکردم، میتوانستم به سوی آن جنگنده شلیک کنم.
اما در آن لحظه حس میکردم کاملا فلج شدهام و عجیب اینکه صدای هیچ شلیکی از هیچ کجای شهر به سوی آن جنگنده، در تمامی مدتی که در چنین شرایطی در حال پرواز بر فراز شهر بود، شنیده نمیشد. واقعیت این است که پس از ۱۲ روز از شروع جنگ و زیر آن حجم بمباران بیوقفه، انگار نه تنها من، که همه همرزمان نیز همچون من، با دیدن این صحنه فلج شده بودند و توان هیچ عکسالعملی را نداشتند.
اما آن فیلمی که با دیدن آن یاد این خاطره افتادم چه بود؟امروز در شبکههای مجازی داخلی، فیلم کوتاهی از یک پهپاد شاهد ۱۳۶ بر فراز آسمان بحرین منتشر شده است. این پهپاد، هم قیمتی کمتر از یک پراید دارد و هم سرعت آن از پراید کمتر است. صدای آن نیز بسیار رسا و آشناست و در زمان پرواز «قِر قِر» میکند. فیلمی که منتشر شده، پهپاد شاهد ۱۳۶ را از دور دست افق نشان میدهد که در ارتفاع پایین و با سرعتی کم به سوی بیننده در حرکت است و با وجود تاریکی شب، کاملا قابل مشاهده است، آن هم کجا؟ بر فراز کشوری که محل «پایگاه پنجم دریایی آمریکا»ست و کلی سرباز و امکانات و تجهیزات نظامی از قدرتمندترین ارتش تمامی تاریخ در آنجا مستقر است.
اما نه تنها هیچ پدافندی در مقابل آن عکسالعمل نشان نمیدهد، بلکه هیچ یک از ارتشیان آمریکایی نیز به سوی آن «پراید پرنده» حتی یک تیر تفنگ شلیک نمیکند، تا نهایتا آن «پراید پرنده» میآید و به محل اسکان نیروهای آمریکایی برخورد میکند و همین، مرا یاد آن خاطره انداخت و دانستم که این قدرتمندترین ارتش تمام تاریخ، با وجود آخرین تجهیزات نظامی و تکنولوژیکی، در هشت روز گذشته به چنان وضعیتی افتاده که به نظر میرسد ناتوان از دفاع در مقابل یک «پراید پرنده» است. باید اعتراف کنم که این وضعیت برای من به عنوان یک ایرانی و رزمنده قدیمی، بسیار غرورانگیز است، اما آیا تمام ماجرا همین است؟
آنسوی واقعیت را هم اگر نگاه کنیم، تصویری هست که دقت به آن لازم است. میگویند پلنگ زخمی از پلنگ سالم خطرناکتر است و وقتی به شکار پلنگ میروید و او را زخمی کردهاید، اگر پلنگ در جایی گیر بیفتد که راهی برای فرار نداشته باشد، ممکن است برگردد و با توانی بسیار بیشتر از معمول به شکارچی حمله کند و زخمی مهلک بر او وارد کند؛ برای همین لازم است که راهی برای فرار پلنگ زخمی باز بگذاریم.
با دیدن آن فیلم پهپاد شاهد ۱۳۶، میتوانیم استیصال ارتشیان آمریکایی را متوجه شویم، اما این وضعیت را غیر از ما، فرماندهان آمریکایی و خود ترامپ نیز متوجه شدهاند و خود آنها نیز در این استیصال و بلکه بیشتر از آن شریکند و این را در اظهارات و عصبانیت وزیر جنگ و وزیر خارجه و مذاکره کننده ارشد و بخصوص تناقضات هر روز ترامپ که یک روز میگوید «اگر نیروهای تجزیهطلب وارد این جنگ شوند عالی است»
و حالا که میبیند این نیروها قبل از هر اقدامی، تار و مار شدهاند و دیگر کاری از آنها برنمیآید، میگوید «لزومی به اقدام آنها نیست»، میتوان دید که همه نشانه استیصال است و اینها یعنی ترامپ زخمی است و بدجور هم زخمی است و ماجرا میشود داستان همان پلنگ زخمی و به احتمال زیاد اگر راهی برای فرار از این وضعیت نیابد، با توجه به خود شیفتگی و جنونی که در او به اوج است، دست به اعمال دیوانهوار خواهد زد و رفتارهای این سه روز اخیر در بمبارانها، نشان از همین وضعیت دارد. وضعیتی که قطعا برای او پیروزی به همراه ندارد، ولی شاید برای ما آثار ویرانگری داشته باشد.
پس احتمالا میتوان به این هم اندیشید که آیا میشود برای فرار او و جلوگیری از تخریب کشورمان توسط رفتارهای جنونآمیز او، راهحلی یافت یا خیر؟ و اگر ضروری باشد که جلوی این جنون را تا حد ممکن گرفت، راهحل در اقدامات سیاسی و دیپلماتیک است. دیپلماسیای که منطقا مثل همهجای جهان، توان نظامی در خدمت آن است و اصلا توان نظامی برای آن است که بتوان با قدرت بیشتری در سیاست چانهزنی کرد و برای این منظور لازم است تا با تمام توان سیاسی موجود کشور و نه فقط بخش محدودی از آن، در جهت یک دیپلماسی قدرتمند، همچون توان نظامی قدرتمند، عمل کرد. انشاءالله.